فرزندان ایران

این وبلاگ برای دانش آموزان ششم دبستان سید رضی می باشد

فرزندان ایران

این وبلاگ برای دانش آموزان ششم دبستان سید رضی می باشد

موثرترین شکل پاداش استفاده از بازخوردهای عاطفی مثبت است مثل لبخند زدن ، تشکر کردن ، آرزوی موفقیت کردن .

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۲۷ مطلب با موضوع «روان شناسى» ثبت شده است

10% وقتى می خوانیم
20% وقتى می شنویم
30% وقتى می بینینم
50% وقتى می بینیم و می شنویم
70% وقتى بحث می کنیم
80% وقتى تجربه می کنیم
95% وقتى به دیگران می آموزیم 
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۶ ، ۲۳:۱۵
مریم سلیمانی

 قانون جذب : این قاعده جهانی است که شما چیزی که درباره اش فکر می کنید، حرف می زنید یا شدیدا علاقه دارید، به دست می آورید... 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۴۵
مریم سلیمانی

قانونى داریم که همیشه ثابت است

"ما به محیطمان عادت میکنیم" 

اگر با آدم های بدبخت نشست و برخاست کنید، کم کم به بدبختی عادت می کنید و فکر می کنید که این طبیعی است.

اگر با آدم های غرغرو همنشین باشید عیب جو و غرغرو می شوید و آن را طبیعی می دانید

اگر دوست شما دروغ بگوید، در ابتدا از دستش ناراحت می شوید ولی در نهایت شما هم عادت می کنید به دیگران دروغ بگویید و اگر مدت طولانی با چنین دوستانی باشید، به خودتان هم دروغ خواهید گفت.

اگر با آدم های خوشحال و پر انگیزه دمخور شوید شما هم خوشحال و پرانگیزه می شوید و این امر برایتان کاملا طبیعی است.

" تصمیم بگیرید به مجموعه افراد مثبت ملحق شوید و گرنه افراد منفی شما را پایین می کشند و اصلا متوجه چنین اتفاقی هم نمی شوی "

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۶ ، ۱۵:۰۴
مریم سلیمانی

‏موفقیت

‏اتفاقی است که در انتها رخ میدهد

‏نه در ابتدا !!

‏آنهایی که انتظار دارند

‏از همان ابتدا موفقیت آنها تضمین شود 

‏معنای موفقیت را نمیدانند ...

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۶ ، ۱۶:۲۴
مریم سلیمانی

انسان هایی که اعتماد به نفس دارند خودشان را با دیگران مقایسه نمی کنند فقط خودشان را با بهترین کسی که می توانند باشند مقایسه می کنند .

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۱۳
مریم سلیمانی

اگر خود را شکست خورده بپندارید شکست می خورید

اگر خود را شکست خورده نپندارید پیروزید

اگر طالب پیروزی هستید اما فکر می کنید توانایی آنرا ندارید موفق نخواهید شد

اگر فکر می کنید که می بازید حتما می بازید

همه چیز به ذهن شما بستگی دارد

اگر خود را انسانی عاجز و مفلوک می دانید مفلوک و عاجز هستید

برای رشد کردن باید اوج بگیرید

برای پیروزی و دریافت جایزه باید به خود مطمئن باشید

لزوما قوی ترین ها و سریع ترین ها پیروز نمی شوند. پیروز کسی است که فکر می کند می تواند پیروز شود .

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۲۷
مریم سلیمانی

گویند از مردی ڪه صاحب گسترده‌ترین فروشگاه‌های زنجیره‌ای در جهان است پرسیدند:

«راز موفقیت شما چه بوده؟»

او در پاسخ گفت :

زادگاه من انگلستان است.

در خانواده‌ی فقیری به دنیا آمدم و چون خود را به معنای واقعی فقیر می‌دیدم، هیچ راهی به جز گدایی ڪردن نمی‌شناختم. 

روزی به طرف یڪ مرد متشخص رفتم و مثل همیشه قیافه‌ای مظلوم و رقت‌بار به خود گرفتم و از او درخواست پول ڪردم.

وی نگاهی به سراپای من انداخت و گفت: به جای گدایی ڪردن بیا با هم معامله‌ای ڪنیم.

پرسیدم : چه معامله‌ای ...!؟

گفت: ساده است.

یڪ بند انگشت تو را به ده پوند می‌خرم.

 گفتم: عجب حرفی می‌زنید آقا، یڪ بند انگشتم را به ده پوند بفروشم ...!؟

 - بیست پوند چطور است؟ 

 - شوخی می ڪنید؟! 

 - بر عڪس، ڪاملا جدی می گویم.

 - جناب من گدا هستم، اما احمق نیستم.

 او هم‌چنان قیمت را بالا می‌برد تا به هزار پوند رسید. 

گفتم: اگر ده هزار پوند هم بدهید، من به این معامله‌ی احمقانه راضی نخواهم شد.

 گفت: اگر یڪ بند انگشت تو بیش از ده هزار پوند می‌ارزد، پس قیمت قلب تو چقدر است؟

در مورد قیمت چشم، گوش، مغز و پای خود چه می‌گویی؟

لابد همه‌ی وجودت را به چند میلیارد پوند هم نخواهی فروخت!؟

گفتم: بله، درست فهیمیده‌اید. 

گفت: عجیب است ڪه تو یڪ ثروتمند حسابی هستی، اما داری گدایی می‌ڪنی ...!

از خودت خجالت نمی‌ڪشی .!؟

گفته‌ی او همچون پتڪی بود ڪه بر ذهن خواب‌آلود من فرود آمد.

ناگهان بیدار شدم و گویی از نو به دنیا آمده‌ام اما این بار مرد ثروتنمدی بودم ڪه ثروت خود را از معجزه‌ی تولد به دست آورده بود. 

از همان لحظه، گدایی ڪردن را ڪنار گذاشتم و تصمیم گرفتم زندگی تازه‌ای را آغاز ڪنم ...

قصه ها برای بیدار ڪردن ما نوشته شدند،

اما تمام عمر،  ما برای خوابیدن از آنها استفاده ڪردیم ...

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۵۵
مریم سلیمانی

صدا تبدیل می شود به موسیقی

حرکت تبدیل به رقص..

لبخند تبدیل به خنده

و زندگی تبدیل به جشن

پس بخند تا دنیا با تو بخندد...

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۱۴
مریم سلیمانی


موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۶ ، ۱۵:۳۴
مریم سلیمانی

روزی یک کشتی پراز عسل در ساحل لنگر انداخت وعسلها درون بشکه بود...

پیرزنی آمد که ظرف کوچکی همراهش بود  و به بازرگان گفت:

از تو میخواهم که این ظرف را پر از عسل کنی. تاجر نپذیرفت وپیرزن رفت...

سپس تاجر به معاونش سپرد که آدرس آن خانم را پیدا کند و برایش یک بشکه عسل ببرد

آن مرد تعجب کرد وگفت

ازتو مقدار کمی درخواست کرد نپذیرفتی والان یک بشکه کامل به او میدهی؟

تاجر جواب داد :

ای جوان او به اندازه خودش در خواست میکند و من در حد و اندازه خودم میبخشم...

پروردگارا......

کاسه های حوائج ما کوچک و کم عُمقند، خودت به  اندازه ی سخاوتت بر من و دوستانم عطا

کن که سخاوتمندتر از تو نمیشناسیم....

آرزوهایتان را به دستان خدا بسپارید

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۶ ، ۱۵:۲۵
مریم سلیمانی

مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده ، شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد ، برای همین، تمام روز او را زیر نظر گرفت!

متوجه شد که همسایه اش در دزدی مهارت دارد ، مثل یک دزد راه می رود ، مثل دزدی که میخواهد چیزی را پنهان کند پچ پچ می کند، 

آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد لباسش را عوض کند، نزد قاضی برود و شکایت کند ، اما همین که وارد خانه شد، تبرش را پیدا کرد! 

زنش آن را جابه جا کرده بود،

مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر نظر گرفت و دریافت که او مثل یک آدم شریف راه می رود، حرف می زند، و رفتار میکند!

همیشه این نکته را به یاد داشته باشید 

که ما انسانها در هر موقعیتی معمولا آن چیزی را می بینیم که دوست داریم ببینیم ! 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۰۶
مریم سلیمانی

     وقتی کار اشتباهی میکردم مادرم میگفت " اشکال نداره حالا چیکار کنیم تا درست بشه" 

اما مادر دوستم بهش میگفت "خاک برسرت یه کار درست نمی تونی انجام بدی" 

امروز هر دو بزرگسال و بالغیم. وقتی اتفاق بدی می افته اولین فکری که به ذهنم میاد "خب چیکار کنم؟" و با حداقل اضطراب و عصبانیت مشکل رو حل میکنم. اما دوستم با مواجه شدن با اتفاقات بد عصبانی میشه و میگه "خاک بر سر من که نمی تونم یه کار درست انجام بدم، چرا من اینقدر بدبختم؟"

حرفای امروز ما و احساسی که به فرزندمان می دهیم تبدیل به صدای درونی فرزندمان خواهد شد. 

مراقب باشیم چه پیامی برای همه عمر به فرزندانمان می دهیم....

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ شهریور ۹۶ ، ۱۴:۲۹
مریم سلیمانی

مردی در صحرا بدنبال شترش می گشت تا اینکه به پسر با هوشی برخورد . سراغ شتر را از او گرفت .

پسر گفت : شترت یک چشمش کور بود؟ مرد گفت: بله .

پسر پرسید : آیا یک طرف بار شیرین و طرف دیگرش ترش بود ؟ مرد گفت : بله .

حالا بگو شتر کجاست ؟ ‌پسر گفت من شتری ندیدم .

مرد ناراحت شد و فکر کرد که شاید این پسر بلائی سر شتر او آورده و پسرک را نزد قاضی برد و ماجرا را برای قاضی تعریف کرد .

قاضی از پسر پرسید . اگر تو شتر را ندیدی چطور مشخصات او را درست داده ای ؟

پسرک گفت : در راه ، روی خاک اثر پای شتری دیدم که فقط سبزه‌های یک طرف را خورده بود . فهمیدم که شاید شتر یک چشمش کور بود .

بعد دیدم در یک طرف راه مگس بیشتر است و یک طرف دیگر پشه بیشتر است.

و چون مگس شیرینی دوست دارد و پشه ترشی را نتیجه گرفتم که شاید یک لنگه بار شتر شیرینی و یک لنگه دیگر ترشی بوده است .

قاضی از هوش پسرک خوشش آمد و گفت : درست است که تو بی گناهی ولی زبانت باعث دردسرت شد . 

پس از این به بعد شتر دیدی ، ندیدی !!

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ شهریور ۹۶ ، ۰۹:۱۹
مریم سلیمانی

هرگز از هوش خوب فرزندمان نگوییم، از تلاش زیادش بگوییم.

اگر از هوشش گفتیم،‌ دیر یا زود، با هر شکست یا اشتباه، باور خود را به هوش بالایش و به حرف‌های ما از دست خواهد داد.

زندگی جایی نیست که شکست یا اشتباه، اجتناب‌پذیر باشد. اما وقتی از تلاش زیادش گفتیم، اگر هم شکست یا اشتباه کرد، باورش را به خودش از دست نمی‌دهد. بلکه تصمیم می‌گیرد که بهتر و بیشتر تلاش کند. 

هر شکستی او را محکم‌تر و پرتلاش‌تر خواهد کرد.

ضمن اینکه به تدریج خواهد آموخت، که چیزی باعث افتخار است که برای تلاشش،‌ زحمت کشیده باشد. نه چیزی که با آن، به دنیا آمده باشد.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۰۳
مریم سلیمانی

مرد ثروتمندی به کشیشی می گوید:

نمی دانم چرا مردم مرا خسیس می پندارند.

کشیش گفت: بگذار حکایت کوتاهی از یک گاو و یک خوک برایت نقل کنم.

خوک به گاو گفت: مردم از طبیعت آرام و چشمان حزن انگیز تو به نیکی سخن می گویند و تصور می کنند تو خیلی بخشنده هستی. زیرا هر روز برایشان شیر و سرشیر می دهی.

اما در مورد من چی؟

من همه چیز خودم را به آنها می دهم از گوشت ران گرفته تا ... . 

حتی از موی بدن من برس کفش و ماهوت پاک کن درست می کنند. 

با وجود این کسی از من خوشش نمی آید. 

علتش چیست؟

می دانی جواب گاو چه بود؟

جوابش این بود:

شاید علتش این باشد که "هر چه من می دهم در زمان حیاتم می دهم."

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ شهریور ۹۶ ، ۱۴:۱۸
مریم سلیمانی

    هنگام استرس بدن به دلیل احساس خطر، بیشترین خون را به سمت قلب، ریه ها و پاها می فرستد ؛ در نتیجه خون کمتری به مغز می رسد.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۵۷
مریم سلیمانی

کشاورزی یک مزرعه ی بزرگ گندم داشت. زمین حاصلخیزی که گندم آن زبانزد خاص و عام بود.

هنگام برداشت محصول بود.

 شبی از شبها روباهی وارد گندمزار شد و بخش کوچکی از مزرعه را لگدمال کرد و به پیرمرد کمی ضرر زد.

پیرمرد کینه ی روباه را به دل گرفت. بعد از چند روز روباه را به دام انداخت و تصمیم گرفت از حیوان انتقام بگیرد. مقداری پوشال را به روغن آغشته کرده، به دم روباه بست و آتش زد. 

روباه شعله ور در مزرعه به اینطرف و آن طرف می دوید و کشاورز بخت برگشته هم به دنبالش.

در این تعقیب و گریز، گندمزار به خاکستر تبدیل شد...

وقتی کینه به دل گرفته و در پی انتقام هستیم، باید بدانیم آتش این انتقام، دامن خودمان را هم خواهد گرفت!

بهتر است ببخشیم و بگذریم....

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۶ ، ۰۹:۴۶
مریم سلیمانی

ترس از مدرسه رفتن ممکن است دلایل مختلفی داشته باشد؛ وابستگی شدید به مادر، اعتماد به‌نفس پایین کودک، ترس از تنهایی و دوری از خانواده، ترس از درس و مدرسه و تنبیه و شنیدن خاطرات بد و نامطلوب از پدر و مادر ازجمله علت‌های این ترس است. مادر یا پدری که تجربه‌های منفی توام با وحشت، ترس و اضطراب خود را از دوران تحصیل و مدرسه و تنبیه و توبیخ‌ها به کودک انتقال می‌دهند و از او می‌خواهند مواظب رفتارهایش باشد، خواه‌‌ناخواه، بذر ترس از مدرسه را در افکار او می‌کارند.

اگر فرزندتان از مدرسه رفتن هراس دارد، هرگز تحقیر و تمسخرش نکنید و هرگز دوست داشتنش را مشروط به مدرسه رفتن نکنید و نگویید اگر مدرسه نروی، دوستت ندارم یا مادرت نیستم و... در اولین روزهای رفتنش به مدرسه هم حتما خودتان یا همسرتان در خانه بمانید تا وقتی برگشت، از احساساتش و اتفاقات مدرسه‌‌اش با شما حرف بزند .

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۳۵
مریم سلیمانی

با کودک حرف بزنید، به حرف‌های کودکتان گوش بدهید، احساسات خود را بروز بدهید، اما مشکل را بزرگ نکنید .

گاهی اوقات، فقط صحبت کردن و گوش دادن به مشکلات، به رفع ترس و اضطراب کودک کمک می‌کند. در این مواقع «حرف زدن» تنها چیزی است که برای حل مشکل لازم است. بعد از آن سعی کنید احساس بهتری داشته باشید و مشکل را بیش از حد بزرگ نکنید .

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۳۲
مریم سلیمانی

    از کلام استفاده کنید. روبه‌روی کودک بنشینید و مستقیم در چشم‌های او نگاه کنید. داد نزنید، بلکه با صدایی جدی و محکم به او بگویید کاری را که انجام داده است، دوست نداشتید. 

حتما به کار زشت کودک اشاره کنید نه اینکه خود او را مورد سرزنش و توهین قرار دهید.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۳۰
مریم سلیمانی

درون آدمها را در زمان عصبانیت بشناسید حرفهایی که 

آدمها در زمان عصبانیت به شما میزنند 

واقعی ترین نظر آنها  در مورد شماست .

   دکتر الهی قمشه ای

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۱۸
مریم سلیمانی

پیشرفت بدون تغییر غیرممکن است، و کسانی که نتوانند تفکرات خود را تغییر و بهبود بخشند نخواهند توانست هیچ‌چیز دیگری را نیز بهبود بخشند...

جرج برنارد شاو

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۵۳
مریم سلیمانی

"ایستادگی کن"

و به یادداشته باش که

لشکری ازکلاغها

جرات نزدیک شدن به مترسکی که

ایستادگی را

فقط به نمایش می گذارد

ندارند !

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۶ ، ۱۴:۵۵
مریم سلیمانی
انسان برای پیروزی
 آفریده شده است، 
او را میتوان نابود کرد 
ولی نمیتوان شکست داد. 
 ارنست همینگوی
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۶ ، ۱۸:۳۰
مریم سلیمانی

ﻣﻬﺮﺑﺎن ﺑﻤﺎﻥ؛

ﺣﺘﯽ‌ ﺍﮔﺮﻫﯿﭻ ﮐﺲ

ﻗﺪﺭﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯿﺖ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﻧﺪ

 این ﺫﺍﺕ ﻭﺳﺮﺷﺖ ﺗﻮﺍﺳﺖ 

ﮐﻪ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎﺷﯽ

 تو ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﮐﻪ 

ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻫﻤﻪ   

برﺍﯾﺖ ﺟﺒﺮﺍﻥ می کند...

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۶ ، ۰۸:۴۰
مریم سلیمانی

خوشبختی دیگران ...

هرگز کم نمی کند از " خوشبختی تو "

   و ثروت آنان ..!!

 هرگز کم نمی کند " رزق تو را "

   و صحت آنان ...

هرگز نمی گیرد " سلامتی تو را "

  پس مهربان باش..

   و آرزو کن برای دیگران ...

 آنچه را که آرزو می کنی " برای خودت "

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۶ ، ۰۸:۲۶
مریم سلیمانی

اﮔﻪ ﺗﻮو ﺷﻄﺮﻧﺞ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ

 ﺷﺎﻩ ﻧﺸﺪﯼ

 اون ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ 

ﺗﮏ ﺗﮏ ﻣﺸﮑﻠﺎﺕ ﺯﻧﺪﮔﯽ رو 

ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻣﯿﺰﺍﺭﻩ 

ﺗﺎ ﺗﻮو ﺧﻮﻧﻪ آخر 

ﻭﺯﯾﺮ بشه !

ﺗﺎ ﺑﺘﻮﻧﻪ ﺷﺎﻩ ﻭ ﻣﺎﺕ ﮐﻨﻪ!

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۳۱
مریم سلیمانی