فرزندان ایران

این وبلاگ برای دانش آموزان ششم دبستان سید رضی می باشد

فرزندان ایران

این وبلاگ برای دانش آموزان ششم دبستان سید رضی می باشد

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

ریشه اصطلاحات و ضرب المثل هاى ایرانى... ٥

چهارشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۶، ۰۳:۳۲ ب.ظ

 چه کشکی !  چه پشمی !

چوپانی گله اش را به صحرا میبرد و در راه به درخت گردوی تنومندی رسید. از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی وزیدن گرفت.

خواست فرود آید ترسید. دید نزدیک است که بیفتد. از دور بقعه امامزاده را دید و گفت: 

ای امامزاده گله ام نذر تو، اگراز درخت سالم پایین بیایم. قدری باد ساکت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا کرده و خود را محکم گرفت.

دوباره گفت:

ای امامزاده خدا راضی نمی شود که زن و بچه من از فقر بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی نصف گله مال تو و نصفی هم برای خودم.

قدری پایین تر آمد. وقتی که نزدیک تنه درخت رسید گفت: ای امامزاده نصف گله را چطور نگهداری می کنی؟

آنها را خودم نگهداری می کنم درعوض کشک و پشم نصف گله را به تو می دهم.

نزدیک زمین که شد گفت: بالاخره چوپان هم که بی مزد نمی شود کشکش مال تو، پشمش مال من. وقتی پایش به زمین رسید رو به امامزاده گفت:

آقا چه کشکی چه پشمی ..؟!

ما از هول مان یه حرفی زدیم....

  • مریم سلیمانی